به‌روز شده در: ۱۵:۵۷ - ۲۹ شهريور ۱۳۹۶
نظر شما
* نام:
ايميل:
* نظر:
كدخبر: ۳۰۷۹۷
تاريخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۶
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
گزارش برنامه هفت؛
ده‌نمکی: پز روشنفکری اسمش سینما نیست/ مخاطب را با نام «عوام» شلاق نزنید
بخش دوم برنامه هفت با حضور مسعود ده نمکی کارگران، رامین شریف زاده و حسین معززی نیا منتقد و حجت السلام کریمان مجد کارشناس مذهبی به نقد فیلم رسوایی پرداخت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کارگر نیوز، در ابتدای این نشست  حسین معززی نیا درباره نوع فیلم های ده نمکی گفت: نقد فیلم های آقای ده نمکی اعم از اخراجی ها و رسوایی موضوعیت ندارد،منظورم غیرقابل نقد نبودن نیست بلکه نقد فیلم های ایشان براساس اسلوبی که ما می شناسیم آن قدرها کارکرد ندارد.

معززی‌نیا ادامه داد:‌ده نمکی تلاش می کند فیلم های خود را بر پایه مضامین مورد علاقه اش می گنجاند و سلیقه ای از روایتگری و تأکید بر مضامینی که در طول این سال ها لازم می دانسته است را تصویر می کند که اتفاقا سلیقه واحدی است.

این منتقد ادامه داد: این نگاه واحد مضمون محور است؛ یعنی ایشان ابتدا تصمیم می گیرد چه مضمونی ضروری است که باید بیان شود و براساس همین مضمون که گاهی به سمت تمثیل کشیده می شوند، داستان شکل می گیرد.

معززی نیا افزود: نام گذاری شخصیت ها و اتفاقاتی که رخ می دهد و سکانس هایی که برایشان نوشته می شود به این دلیل است که فیلم از یک قسمت شروع و به قسمت دیگر برسد. بنابراین فیلم از منطق پذیرفته شده یک فیلم ظریف و قابل بحث در زمینه درام نویسی فاصله می گیرد.

وی عنوان کرد: مضمون رسوایی به سمتی حرکت می کند که باید به زبان مردم به هرقیمتی بیان شود. نزدیک بودن به زبان مردم که ده نمکی به آن اشراف دارد باعث می شود که فیلم به اثری قابل فهم و قابل لمس تبدیل شود تا مردم احساس کنند حرف های مهمی در آن زده می شود و در عین حال سرگرم کننده است.

این منتقد با اشاره به اینکه این یک شکل از فیلمسازی است و امکان انکار آن وجود ندارد و دقیقا نمی شود به آن لقب سرگرم کننده، مردم پسند و یا عامه پسند داد، یادآور شد:  نمی توانیم درام نویسی ایشان را غلط بدانیم اما شکل خاصی را می پسندد که در نهایت فقط مضمون است و برخی اوقات در فیلم همان تسری پیدا می کند. این مساله در اخراجی های 3 به شدت بارز بوده است . در اخراجی های 3 کاملا اقشار و گروه های سیاسی مختلف حتی در اسم گذاری و معادلات رنگی صرفا بیانیه ای در مورد آنچه که رخ داده و نتیجه گیری فیلمساز از این موضوع بوده است، ارائه داده اند.

حجت السلام کریمان مجد کارشناس مذهبی در ادامه هفت درباره روحانی تصویر شده  در رسوایی گفت: این روحانی سه مشخصه جامع دارد. اول: کارکردن در نیمه های شب و کارگری کردن است که بحث مفصلی درباره اولویت های تأمین معاش روحانی وجود دارد. دوم: حاج یوسف رسوایی غیب گویی می کند و به نظرم این موضوع در فیلم ته نشین شده و درآمده است. سوم: عدم استفاده از هدایایی است که در مراسم و روزه مرتبط به اهل بیت به حاج یوسف می دهند.

کریمان مجد در ادامه به گمانه زنی درباره  پاسخ های ده نمکی به مسائل مطروحه پرداخت و عنوان کرد: احتمالا در مورد کارگری پاسخ ایشان این است که قرارست حاج یوسفی معرفی شود که برای تربیت نفس خود و مقام و شهرتش این کار را انجام می دهد. ایشان احتمالا معتقدند بحث کارگری کردن در نیمه های شب مقطعی و لحظه ای بودنش می تواند این منطق فرار از شهرت طلبی را برساند.

این کارشناس مذهبی افزود: اگر قرار باشد کارگری کردن در نیمه های شب همیشگی باشد و در مخاطب این حس را ایجاد کند که اشتغال این فرد از طریق کارگری کردن است، با قواعد امروزی نظام تشیع روحانیان هماهنگ نیست و از آن فاصله می گیرد.

حجت السلام مجد کریمان اظهارکرد: فکر می کنم روحانی که ایشان در فیلم خود معرفی می کند، شخصیتی باشد که فقط در رسوایی دیده شود. این می تواند تا اندازه ای از منظر اولیه خروج از فیلم نسبت به روحانی خوب باشد ولی وقتی ما مابه‌ازای این شخص را نسبت به شرایط موجود نمی بینم، آن وقت دیدگاهمان نسبت به  تعداد گسترده ای روحانیان بد می شود.

کارشناس مذهبی برنامه هفت درخصوص تصویر روحانی ارائه شده در رسوایی گفت: روحانی رسوایی در نگاه اولیه خوب است اما به طور ناخداگاه در لایه های باطنی فیلم، بسیاری روحانیان را نفی می کند.

در ادامه هفت مسعود ده نمکی کارگردان رسوایی در پاسخ به نظر معززی نیا درباره شکل نگرفتن درام بر اساس اصول رایج گفت: سعی می کنم فیلمم را براساس آموزه های سینمایی بنویسم و فیلمنامه و پس از آن شخصیت پردازی شکل بگیرد. من به سینما به صرف سینمابودن و یک هدف نگاه نمی کنم بلکه آن را ظرف مناسبی برای بیان بسیاری از مفاهیم می دانم؛ کما اینکه خالقان هنرسینما از این مفاهیم معنوی، سرگرمی و سیاسی استفاده می کنند.

کارگردان فیلم رسوایی افزود: فیلم های بسیاری در دنیا هستند که وجه سیاسی آن ها نسبت به اخراجی های 3 پایین ترست. فیلم های طنز چارلی چاپلین که با کره زمین بازی می کند و در شرایط زمانی خودش هیتلر را هجو می کند. اگر قرار باشد از این پتانسیل ها برای طرح مفاهیم استفاده کنند، ما هم می توانیم استفاده کنیم.

ده نمکی خاطرنشان کرد: چه از منظر دینی و چه از منظر سینمایی معتقدم باید طوری صحبت کنم و فیلم بسازم که مردم متوجه شوند و نمی شود در قالب سینمای گلخانه ای برای خودمان فیلم بسازیم. این برای من یک الگوست. مولانا به عنوان یک عارف در مثنوی مفاهیم عمیق را در سطح فهم عامه مردم بیان می کند.

معززی نیا با اشاره به اینکه اگر این مفاهیم وحی منزل نباشد پس فروش فیلم هم وحی منزل نیست و ده نمکی در پاسخ گفت: فروش فیلم وحی منزل نیست و اگر قرار باشد این فروش افراد دیگر را سر ذوق آورد، حتما این فیلم هم همین عملکرد را دارد و لزوما آن چیزی که فروش بالایی دارد به معنای عامه پسندبودن آن نیست. این پزی که روشنفکران ما گرفتند و مردم آن فیلم را نمی بینند، این اسمش سینما نیست.

ده نمکی افزود: بحران فعلی سینمای ما مخاطب است و معتقدم نباید مخاطب را با نام عامه شلاق زد و بین این مخاطب 17 میلیون دانشجو و دانش آموز وجود دارد. این مخاطب امروزه مشکل پسند شده و از فیلم های شانه تخم مرغی اشباع شده است. 3 گانه اخراجی ها و رسوایی با فروش بالای خود 15 میلیون نفر را به سالن سینما آورد و این به معنی سینماست و امروزه امکان ندارد بتوانیم مخاطب را گول بزنیم.

کارگردان فیلم رسوایی در ادامه بحث صحبت های حجت السلام کریمان مجد را پیگیری کرد و در خصوص اظهارات ایشان گفت: به نظر می رسد تعریف ما از روحانیت با تعریف آقای کریمان متفاوت است. روحانیت آمده است تا اینگونه باشد و طبق روایات، روحانی عالمی ربانی است که مشخصات و ویژگی های خاصی دارد.

مسعود ده نمکی توضیح داد: این عالم ربانی که ما از آن تعریف می کنیم در اصلاح کرامت هایی دارد؛ یعنی گاهی بالای منبر می نشینیم و درباره کرامت بسیاری از آدم ها حرف می زنیم اما این در مرحله اول ایده است و اگر بخواهد به سینما تبدیل شود، رسوایی باید به قصه ها و قالبی دیگر دربیاید.

کارگردان فیلم پرفروش اخراجی ها خاطرنشان کرد: اگر قرارست در فیلم از روحانی حرفی بزنیم، مولفه هایی مثل ساده زیستی دارد که رهبر به آن اشاره می کند و باید بین مردم زندگی کند. اگر می گویید روحانی رسوایی قابل باور نیست به دلیل فاصله گرفتن عده ای از این بعد است.

وی با اشاره به کار کردن روحانی رسوایی در شب گفت: کارکردن روحانی در شب برایش عار نیست. روحانی اگر به سختی تن ندهد نمی تواند مراحل سلوک خود را طی کند. انتخاب شغل سطح پایین اجتماعی در این فیلم بیشتر به مقوله عرفان و دوری از تکبر بر می گردد. در مورد شغل باوری در مفاهیم عرفانی رساله وجود دارد. من با شناخت عمیق از روحانیت و مسائل عرفانی وارد این قصه شدم.

در ادامه بحث هفت، رامین شریف زاده منتقد خطاب به کریمان مجد عنوان کرد: اساسا فیلم هایی که کفه معناگرای آنها بیشتر است، ما برایشان سه خصیصه در نظر می گیریم. اول: به هدف و انگیزه فیلمساز از ساخت فیلم باز می گردد. دوم: مربوط به مکانیسمی می شود که کارگردان و یا تهیه کننده برای ساخت فیلم از آن استفاده می کند و سوم هم بیشتر شامل جزئیاتی است که کارگردان از آن در داخل فیلمش بهره می برد.

شریف زاده افزود: در نقد فیلم توجه به دو نکته ضروری است. گاهی می خواهیم اصل و مفهومی که فیلم می خواهد به مخاطب خود بگوید، منتقل کنیم و گاهی به جزئیات معطوف می شویم. به نظرم جزئیات یک فیلم نباید ما را از اصل آن منحرف کند.

وی تأکید کرد: در فیلم آقای ده نمکی بحث بر سر توانایی و یا عدم توانایی غیبگویی روحانی نیست بلکه منظور ایشان فراتر از این مباحث است. او می گوید همه چیز در چارچوب فقهی که وجود دارد و ما باید به آن احترام بگذاریم، خلاصه نمی شود بلکه با به کارگیری عشق و عقل می توانیم این فرآیند را تسهیل کنیم. تا زمانی که عقل و عشق پا پیش نگذارند، فقه به تنهایی نمی تواند جامعه را پیش ببرد.

شریف زاده اظهار کرد: در جامعه ما متأسفانه جدای از فیلم رسوایی، بیشتر بایدها و نبایدها پیش رفته اند ولی آنجایی که عقل و عشق انسان ها جلو رفته است، ما می توانیم انسان را پرورش دهیم. منظورم از معناگرا فیلمی است که می خواهد به ما معنا و مفهومی فرا مادی دهد. وقتی حاج یوسف با دختری با حجاب نه چندان مناسب روبرو می شود، بایدها و نباید ها را مطرح نمی کند بلکه سعی می کند جامعه را اصلاح کند و تنها نمی تواند به دروس حوزه علمیه اکتفا کند.

این منتقد یادآور شد: به منظور باور پذیر شدن هرچیز برای انسان امکان ندارد بخواهیم بایدها و نبایدها را به آن آموزش دهیم. مثلا یک بچه وقتی به مرحله تعقل می رسد علت نمازخواندن خود را می پرسد. وقتی روحانی با آن دختر برخورد می کند بیشتر از زاویه دل و محبت وارد می شود.

ده نمکی در پاسخ شریف زاده گفت: امتحان حاج یوسف دختربدنام و کفش قرمز نیست بلکه آنجایی است که حاضر می شود آبروی خود را برای هدایت مردم خرج کند و خداوند آبروی مضاعفی به او می دهد. ما باید از این پتانسیل برای زبان سینما استفاده کنیم.

شریف زاده درپایان افزود: برای بررسی فیلم باید اول کلیت آن را بررسی کنیم و بعد به سراغ جزئیات آن برویم.