به‌روز شده در: ۱۴:۴۲ - ۳ آذر ۱۳۹۶
نظر شما
* نام:
ايميل:
* نظر:
كدخبر: ۳۱۲۳۳
تاريخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
سالروز ولادت جوان‌ترین امام شیعیان
امام جواد (ع)، یکی از شاخه‏‌های شجره طیبه محمدی و امتداد سلسله پاک و منزّه اهل‏‌بیت (ع) است ایشان نخستین امامی بود که در کودکی (هشت سالگی) به منصب امامت رسیدند.
ایسنا: امام محمدتقی ملقب به جوادالائمه در ماه رجب سال 195 ه. ق متولد شد؛ پدرش امام رضا (ع) بود و مادرش سبیکه نام داشت و او را خیزران نیز می‌گفتند و به ریحانه ملقب بود، گفته‌اند او از خاندان ماریه قبطیه، همسر رسول اکرم (ص) بوده است.

القاب امام

مشهورترین القاب امام نهم، تقی و جواد است و القاب دیگری چون زکی، مرتضی، مختار و ... برای آن حضرت گفته‌اند. کنیه حضرت، ابوجعفر بوده است که در نقل‌ها از او به ابو جعفر ثانی یاد می‌شود تا با امام ابوجعفر الباقر اشتباه نشود.

امامِ خردسال‏

از آنجا که حضرت جواد نخستین امامی بود که در کودکی (هشت سالگی) به منصب امامت رسید، طبعاً نخستین سؤالی که در هنگام مطالعه زندگی آن حضرت به نظر می‏‌رسد، این است که چگونه یک نوجوان می‏‌تواند مسوولیت حساس و سنگین امامت و پیشوایی مسلمانان را بر عهده بگیرد؟ آیا ممکن است انسانی در چنین سنی به آن حد از کمال برسد که بتواند جانشین پیامبر خدا باشد؟ و آیا در امت‌های پیشین چنین چیزی سابقه داشته است؟

در پاسخ این سؤال‌ها باید توجه داشت: درست است که دوران شکوفایی عقل و جسم انسان معمولاً حد و مرز خاصی دارد که با رسیدن آن زمان، جسم و روان به حد کمال می‏‌رسند، ولی چه مانعی دارد که خداوند قادر حکیم، برای مصالحی، این دوران را برای بعضی از بندگان خاص خود کوتاه ساخته، در سال‌های کمتری خلاصه کند. در جامعه بشریت از آغاز تاکنون افرادی بوده‏‌اند که از این قاعده عادی مستثنا بوده‏‌اند و در پرتو لطف و عنایت خاصی که از طرف خالق جهان به آنان شده است در سنین کودکی به مقام پیشوایی و رهبری امتی نائل شده‏‌اند.

کراماتی از باب الحوائج

نقره از برگ زیتون

ابوجعفر طبری از ابراهیم بن سعید نقل می‎کند که حضرت امام جواد علیه السلام را دیدم که بر برگ درخت زیتون دست می‎زد و آن برگ‎ها به برگ نقره تبدیل می‎شد. من آنها را از حضرت گرفتم، و با آنها در بازار معامله نمودم. آن برگ‎ها نقره خالص بودند و هرگز تغییری نکردند.

طلا شدن خاک

اسماعیل بن عباس هاشمی می‎گوید: در روز عیدی به خدمت حضرت جواد علیه السلام رفتم، از تنگدستی به آن حضرت شکایت کردم. حضرت سجاده خود را بلند کرد، از خاک قطعه‎ای از طلا گرفت. یعنی خاک به برکت دست حضرت به پاره‎ای طلای گداخته مبدل شد. آن را به من عطا کرد. من آن را به بازار بردم شانزده مثقال بود.

شخصیت‌های برجسته از شاگردان و اصحاب او

علی بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازی، احمد بن محمد بن خالد برقی، شاذان بن خلیل بن نیشابوری،‌ نوح بن شعب بغدادی، محمد بن احمد المحمودی، ابویحیی جرجانی، ابوالقاسم ادریس قمی، علی بن محمد، هارون بن حسن بن محبوب، اسحاق بن اسماعیل نیشابوری و....

امام جواد علیه‌السلام در 25 سالگی به شهادت رسید، و در شرایط سخت قرار داشت. از این رو امکان نداشت که حوزه درس او همچون حوزه درس امام باقر و امام صادق علیهما السلام توسعه بیشتری یابد.

ازدواج توطئه‏‌آمیز!

در شرح زندگانی امام رضا(ع) گفتیم که مأمون چون در میان یک سلسله تنگناها و شرایط دشوار سیاسی قرار گرفته بود، برای رهایی از این تنگناها، تصمیم گرفت خود را به خاندان پیامبر نزدیک سازد، و بر همین اساس با تحمیل ولیعهدی بر امام هشتم می‏‌خواست سیاست چند بُعدی خود را به مورد اجرا بگذارد.

از سوی دیگر، عباسیان از این روش مأمون که احتمال می‏‌رفت خلافت را از بنی عباس به علویان منتقل سازد، سخت ناراضی بودند و به همین جهت به مخالفت با او برخاستند و چون امام توسط مأمون مسموم و شهید شد آرام گرفتند و خشنود شدند و به مأمون روی آوردند.

مأمون کار زهر دادن به امام را بسیار سرّی و مخفیانه انجام داده بود و سعی داشت جامعه از این جنایت آگاهی نیابد و از همین رو برای پوشاندن جنایات خود تظاهر به اندوه و عزاداری می‏‌کرد، اما با همه پرده پوشی و ریاکاری، سرانجام بر علویان آشکار گردید که قاتل امام جز مأمون کسی نبوده است، لذا سخت دل آزرده و خشمگین گردیدند و مأمون بار دیگر حکومت خویش را در معرض خطر دید و برای پیشگیری از عواقب امر، توطئه دیگری آغاز کرد و با تظاهر به مهربانی و دوستی نسبت به امام جواد(ع) تصمیم گرفت دختر خود را به حضرت تزویج کند تا استفاده‏‌ای را که از تحمیل ولیعهدی بر امام رضا(ع) در نظر داشت از این وصلت نیز بدست آورد.

بر اساس همین طرح بود که امام جواد(ع) را در سال 204 ه. ق یعنی یک سال پس از شهادت امام رضا(ع) از مدینه به بغداد آورد و به دنبال مذاکراتی که در جلسه مناظره امام با یحیی بن اکثم گذشت مامون دختر خود «امّ الفضل» را به همسری حضرت درآورد!

فرزندان آن حضرت

شیخ مفید گوید: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: پسرانش علی (امام دهم) و موسی و دخترانش فاطمه و امامه. آن حضرت به جز آن دو پسری که ذکر کردیم، پسر دیگری نداشت. ابن شهر آشوب در مناقب می‏‌نویسد: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: علی (امام دهم) و موسی و حکیمه و خدیجه و ام کلثوم.

خلفای معاصر حضرت‏

دوران امامت پیشوای نهم ما با دو خلیفه عباسی یعنی «مأمون» (193 - 218) و «معتصم» (218 - 227) معاصر بوده است و هر دو نفر او را به اجبار از مدینه به بغداد احضار کردند و طبق شیوه سیاسی‌ای که مأمون در مورد امام رضا به کار برده بود، او را در پایتخت زیر نظر قرار دادند.

شهادت امام جواد( ع)

در مورد شهادت امام جواد(ع) از برخی روایات برمی‌آید که آن حضرت به دست همسرش، ام الفضل دختر مامون، و به اشاره معتصم مسموم شد.

علامه شیخ محمد حسین مظفر در خصوص شهادت امام جواد (ع) چنین آورده است:

پس از آنکه معتصم نتوانست فضل و کرامات امام جواد (ع) را از بین ببرد و موقعیت او را نزد مردم پائین آورد، کینه حضرت را به دل گرفت. حضرت را مدتی زندانی کرد و آنگاه که تصمیم به قتل امام گرفت او را از زندان درآورد و به همسر او ام الفضل زهری داد و از او خواست آن را به امام بخوراند و او چنین کرد.

امام( ع) در حالی که بیش از 25 بهار از عمر مبارکش نگذشته بود به دست معتصم عباسی و همدستی ام الفضل مسموم شد و به شهادت رسید. حضرت را در قبرستان قریش کنار جدش موسی بن جعفر(ع) به خاک سپردند.

منابع:

تاریخ طبری، جزء 7

تاریخ یعقوبی

اصول کافی

وسائل الشیعه

بحارالانوار

بهبودی، صحیح الکافی

مرکز پژوهش‌های اسلامی

دلائل الامامة، ص 398 / موسوعة الامام‌الجواد علیه‌السلام، ج 1، ص 228/ اثبات الهداة، ج3، ص 345.

اثبات الهداة، ج 3، ص 338/ بحارالانوار، ج 50، ص 49/ مدینة المعاجز، ج 7، ص373 / موسوعة الامام‌الجواد علیه السلام، ج 1، ص 253