به‌روز شده در: ۱۶:۴۴ - ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
نظر شما
* نام:
ايميل:
* نظر:
كدخبر: ۳۷۹۸۷
تاريخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
ناصر آقاجری:
چشم‌پوشی از پیامدهای اجتماعیِ فریز مزدی می‌تواند بحران‌‌آفرین باشد/سیستم اقتصادیِ مطلوبِ پابرهنگان هرگز پا نگرفت
ناصر آقاجری با انتقاد از زیرساخت‌های تعدیلی و نئولیبرالیِ اقتصاد حاکم گفت: چشم‌پوشی از عواقب اجتماعی فریز مزدی می‌تواند بحران‌افرین باشد.
به گزارش کارگر نیوز، ناصر آقاجری (فعال کارگری پروژه‌ای و عضو اتحادیه‌‌ی کارگران پروژه‌ای) تقلای کارگران برای افزایش دستمزد در دهه‌های گذشته را ناکام توصیف می‌کند. او برای این ناکامی دو دلیل عمده برمی‌شمارد: زیرساخت‌های نئولیبرالی اقتصادِ پس از جنگ و فقدان تشکیلات مستقل و دسته‌بندی منسجم کارگران.
 
به اعتقاد آقاجری، نیروی کار، چه کارگر و چه معلم و چه پرستار، از آنجا که تشکیلات منسجم ندارد، نمی‌تواند تمام‌قد در میدان چانه‌زنی و کنش‌گری حضور داشته باشد و از مطالبات خود دفاع کند. به همین دلیل است که چه  برای آن دسته از نیروی کار که دولت دستمزد آنها را تعیین می‌کند و چه برای کارگرانی که در مذاکرات سه‌جانبه دستمزدشان تعیین می‌شود، اتفاق مثبتی نیفتاده‌ است و هیچ گاه معیشت نیروی کار در هیچ رده شغلی و در هیچ صنفی از بن‌بست خارج نشده‌است.
 
او با اشاره به رنج‌های تاریخی کارگران ایرانی و تفوق سرمایه‌داری تجاری و بورژوازی دلالی در سال‌های پس از  انقلاب مشروطه در ایران که به نوعی یکی از مهم‌ترین دلایل شکست نهضت مردمی مشروطه محسوب می‌شود؛ گفت: عدم وجود یک مناسبات اقتصادی مستقل در ایران، مردم خشمگین در سال 57 را به‌سوی شعار استقلال، آزادی و جمهوری کشاند که با مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی، استقلال فراموش شد و سیستم مطلوب اقتصادی، در راستای منافع پابرهنگان و مستضعفان به منصه ظهور نرسید.
 
این فعال کارگری هشدار داد: پیامدهای فراموش کردن خواسته‌های مردم، پیامدهای بی‌توجهی به مشکلات معیشتی و نیازهای حداقلی مردم و عواقب اجتماعی انجماد دستمزدها قابل چشم پوشی نیست؛ هر نظامی از این پیامدها چشم پوشی کند و با دیده اغماض به مطالبات اقتصادی مردم نگاه کند، خودش به بحران‌آفرینی دامن زده است؛ آن هم در سطح گسترده و کلان.   
 
وی در پایان تاکید کرد: بالادستی‌ها برای یکبار هم که شده باید از فضایی کلان‌تر و فراخ‌تر به مساله‌ی «معیشت» بیندیشند و نگذارند بحران‌های اجتماعیِ سرکوب دستمزد آن‌چنان گسترده شود که مهار کردنش نیاز به توانمندی محیرالعقول داشته باشد.