به‌روز شده در: ۱۶:۲۴ - ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
نظر شما
* نام:
ايميل:
* نظر:
كدخبر: ۵۰۸۳۰
تاريخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۵:۵۳
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
ابزارهای دانش برای ارتباط جهان
یادداشتی از عیسی منصوری؛
معاون توسعه، کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در یادداشتی تاثیرات موج چهارم جهانی‌شدن ‌بر دانش و اقتصاد دیجیتال را بررسی کرد.

۱) میشل فوکو تعبیری به‌نام «دانش‌های به‌انقیاددرآمده (Subjugated Knowledge)» دارد که منظور از آن دانش‌ها و رویه‌هایی است که در چارچوب انضباط‌ها و ضوابط علمی و تکنولوژیک تعریف‌شده ازسوی نظام حکمرانی جاری در جهان به‌راحتی فرصت بروز و ظهور پیدا نمی‌کنند (برای تقریب به ذهن؛ مانند طب سنتی هستند که در ذیل انضباط‌های پزشکی مدرن امکان سربرآوردن ندارند). مرور تجربه کشورها و جهان نشان می‌دهد که بحران‌ها یکی از مسیرهای بروز و ظهور این دسته از دانش‌ها و قابلیت‌ها هستند. همه کشورهایی که اینک صاحب دولت‌های توسعه‌گرا هستند مانند ژاپن، کره جنوبی، مالزی و فنلاند دوره‌های بحرانی تهدید و تحدید خارجی را تجربه  و سپس مسیر جدیدی آغاز کرده‌اند؛ برای مثال، ژاپن علاوه‌بر بحران‌های پیشین، پس از جنگ جهانی دوم و فشارهای تداوم‌یافته غرب دوباره سر برآورد و فنلاند تجربه تعارض با روسیه را در تاریخ خود دارد. در سال‌های اخیر، بحران ۲۰۰۸-۲۰۱۱ در اقتصاد جهانی سبب‌ساز جهش (Take Off) قطب‌های جدید در اقتصاد جهان مانند برزیل، هند، روسیه،  چین و ژاپن شد. پیش از آن آمریکا و برخی کشورهای اتحادیه اروپا قطب‌های اصلی اقتصاد جهانی شناخته می‌شدند. این‌ نشان می‌دهد که تهدید‌ها و تحدید‌های فعلی می‌تواند منجر به باز‌شدن افق‌های جدید توسعه برای ایران شود. نکته مهم‌تر اما آن است که اغلب این کشورهای سربرآورده پس از بحران، مسیرهایی مبتکرانه، منحصربه‌فرد و متفاوت از قواعد و انضباط‌های غالب در جهان را انتخاب کرده‌اند. کره جنوبی در دوره جدید و به‌ویژه بعد از سال ۲۰۰۰ با اتخاذ سیاست صنعتی انتخابی، برخی صنایع خود را مورد حمایت ویژه قرار داد که از نظر استانداردهای جهانی‌شده برتون‌‌وودزی دخالت دولت در اقتصاد محسوب شده و مردود شناخته می‌شد. سیاست توسعه‌بخش مسکن به‌عنوان کانون توسعه کشور (و نه‌فقط اسکان شهروندان) در سنگاپور در دهه ۱۹۶۰ هیچ مشابهی در سایر نقاط جهان نداشت. سیاست‌های اتخاذ‌شده ازسوی کشور برزیل، در ابتدا و در حین اجرا مورد انتقاد بسیاری از صاحب‌نظران بین‌المللی بود.

۲) جهان به‌دلیل تحولات علمی و تکنولوژیک در مرز گذار به دوره‌ای جدید است. قواعد بازی در حال تغییر اساسی است. موج چهارم جهانی‌شدن مبتنی‌بر دانش و اقتصاد دیجیتال در حال ایجاد تغییرات بزرگ و تعریف قواعد جدید بازی است. این‌بار اما برخلاف گذشته، علم و بازیگران آن در جهان منتشر و متکثر شده‌اند. از یک‌سو فرصت خروج از سیطره انضباط‌های جاری و کلاسیک در جهان را فراهم می‌آورد و از سوی دیگر غفلت از آن می‌تواند سبب جاماندگی جدی شود. بسیاری از کشورها این گذار را فهم کرده و متناسب با آن رویکردها و سیاست‌های خود را بازتنظیم می‌کنند. دلیل خروج آمریکا (فارغ از جریان ترامپ) و برخی کشورها از بسیاری از آژانس‌های تخصصی سازمان ملل نیز همین گذار به دوره جدید است. این آژانس‌ها به‌عنوان بخشی از انضباطِ غالبِ ایجاد‌شده ازسوی گفتمان توسعه بین‌المللی در دوره پس از جنگ جهانی دوم، اثربخشی لازم برای گفتمان جدید علم و تکنولوژی و حکمرانی جهانی را ندارند. این کشورها عضویت خود را در آژانس‌هایی حفظ می‌کنند که سیاسی- امنیتی‌اند.

سربرآوردن دانش‌های جدید به‌صورت ابتدابه‌ساکن اتفاق نمی‌افتد. در بلندمدت، مدیریت بهینه کشور و حضور قدرتمند در عرصه جهانی، به‌شرط همراه‌شدن با جریان تکنولوژی، علم غالب و سپس جریان‌سازی جدید، امکان‌پذیر است. کشورهای سربرآورده از بحران اقتصادی ۲۰۰۸-۲۰۱۱ حضور در عرصه تکنولوژی، تولید کالا و خدمات جهانی را از دهه ۱۹۹۰ آغاز کرده بودند و در فرصت پیش‌آمده امکان جهش یافتند. شاید یک مثال خوب از این رویکرد، بخش نظامی کشور است که همین قاعده را دنبال کرده و اینک تبدیل به قطب در سطح منطقه‌ای و جهانی شده است.

۳) در تجارب کشورهای موفق ذکرشده، همیشه معدودی از کانون‌ها در ابتدا پیشران خروج از انقیاد قواعد جهانی و داخل کشور بوده‌اند. در تجربه دهه اخیر کشور، تعداد واحدهای دانش‌بنیان و تعداد مقالات دارای نویسنده ایرانی افزایش قابل توجهی داشته‌اند. همچنین کشور دارای تجربه موفقیت‌های علمی کانونی و نقطه‌ای مانند حوزه سلول‌های بنیادی است. این کانون‌ها می‌توانند در باند فرصت پیش‌رو امکان جهش برای کشور را فراهم کنند. تجربه کرونا اثبات کرد که می‌توان از برخی استانداردهای عرف‌شده مانند تنبیه زندان برای خاطیان اجتماعی عدول کرد، بدون آنکه مشکلی پیش‌ آید. با تغییر بسیاری از استانداردهای غیربنیادی عرف‌شده در کشور‌، می‌توان امکان جهش ایران در عرصه‌های علمی و تکنولوژیک جهان را فراهم کرد. برای تبدیل‌کردن این حوزه‌های کانونی به قطب در سطح جهانی، به زیرساخت‌های نرم و سخت زندگی و پژوهش نیازمندیم. شاید یک راه میان‌بر ایجاد مناطق آزاد علمی بدون هزینه‌های هنگفت، با استانداردهای غیرسلیقه‌ای، با مدیریت غیردولتی، با جذب دانشمندان و پژوهشگران سرآمد ایرانی و غیرایرانی و با ایجاد سازوکارهای تعامل با جهان باشد. این می‌تواند مسیری جدید را برای سربرآوردن و جهش باز کند.