به‌روز شده در: ۱۶:۲۴ - ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
نظر شما
* نام:
ايميل:
* نظر:
كدخبر: ۵۱۱۳۲
تاريخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۹:۵۶
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
آیا سونامی بیکاری در راه است؟
معاون اول رئیس جمهور می‎گوید تقاضای بازار کار کم شده است. این در حالی است که قبل از این هم بیکاری دو رقمی بود و حالا احتمالا با سونامی بیکاری رو‎به‎رو می‎شویم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، آیا سونامی بیکاری در راه است؟ حتی گمانه‎زنی در این زمینه هم تن صد‎ها هزار شاغل و جویای کاری را که با مساله کار کردن درگیر هستند، می‎لرزاند، اما حتی اگر قرائن و شواهد و پیش‎بینی‎ها را کنار بگذاریم، یک اظهارنظر که به تازگی از طرف یکی از مقامات عالی اجرایی بیان شده، ثابت می‎کند که اوضاع شغل خوب نیست و احتمالا بدتر هم می‎شود.

اسحاق جهانگیری (معاون اول رئیس جمهور) دوشنبه (۲۹ اردیبهشت) در دومین جلسه شورایعالی فنی و حرفه‌ای و مهارتی گفت: کاهش تقاضا در بازار کار از یک میلیون به ۷۰۰ هزار نفر رسیده است. هر چند او این اطلاعات را به عنوان مقدمه‎ای برای حرف دیگرش، یعنی لزوم نوسازی صنایع و مهارت‎آموزی، ارائه داد، اما در شرایطی که بیکاری به عنوان یکی از حادترین مشکلات اقتصادی کشور همچنان دو رقمی است، کاهش ۳۰۰ هزار نفری تقاضای بازار کار به معنای این است که یک سونامی قریب‎الوقوع بیکاری در راه است.

بیکاری آماری، بیکاری دیداری

مرکز آمار بر اساس اطلاعات سال گذشته می‎گوید که بیکاری در ایران کم شده است. مطابق گزارش این مرکز در کل سال ۱۳۹۸ نسبت به سال ۱۳۹۷ در حدود ۴۳۰ هزار نفر به خالص آمار شاغلان افزوده شده که این میزان افزایش تقریبا معادل متوسط افزایش سالانه از ابتدای سال ۱۳۹۲ تا پایان سال ۱۳۹۸ یعنی رقم ۴۲۸ هزار نفر بوده است.

اینکه نیروی کار ما در بسیاری مواقع مهارت لازم را ندارد و باید به این مهم توجه شود، حرف درستی است، اما نباید اینطور جلوه داده شود که همه چیز مربوط به این است. در واقع مشکلات بازار کار عمیق هستند و ریشه در شرایط اقتصادی و شیوه‎های اجرایی دارند. وقتی این مسائل رفع شوند، البته باید مهارت‎آموزی را هم در دستور کار قرار داد و افراد متخصص برای صنایع و کار‎های جدید تربیت کرد

در این گزارش همچنین عنوان شد که از مجموع ۶۱ میلیون و ۶۶۶ هزار نفر جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر در سال مورد بررسی، حدود ٤٤.١ درصد در گروه جمعیت فعال و ٥٥.٩ درصد در گروه جمعیت غیرفعال قرار دارند. علاوه بر این ٨٩.٣ درصد از جمعیت فعال کشور در زمره افراد شاغل و ١٠.٧ درصد این گروه در زمره افراد بیکار قرار داشته‌اند.

 جمعیت فعال، حاصل جمع جمعیت شاغل و جویای کار (بیکار) و جمعیت غیرفعال افرادی را که صرفا محصل، خانه‌دار یا دارای درآمد بدون کار می‌باشند، شامل می‌شود.

همچنین بررسی نرخ بیکاری افراد ١٥ ساله و بیش‌تر در فصل زمستان گذشته نشان می‌دهد که ١٠.٦ درصد از جمعیت فعال (شاغل و بیکار) بیکار بوده‌اند که این شاخص، نسبت به فصل مشابه در سال ١٣٩٧ معادل ۱.۷ درصد کاهش یافته است و نیز نرخ بیکاری جوانان ١٥ تا ٢٤ ساله در زمستان سال ۱۳۹۸ نسبت به فصل مشابه سال قبل ۲.۴ درصد کاهش داشته است.

برخی از مسئولان علاقه‎مند هستند با دید مثبت به این آمار و ارقام نگاه کنند. با وجود این حتی اگر موضوع کرونا را کنار بگذاریم و فرض کنیم صد‎ها هزار کارگر رسمی و غیررسمی بیکار شده، یکی دو ماه بعد سر کار بازمی‎گردند، بازهم شرایط مناسب نیست. در کشوری که به صورت معمول سالانه حدود یک میلیون نفر به تعداد افراد جویای کار آن اضافه می‌شود، تنها تقاضای ۷۰۰ هزار شغل وجود دارد. تازه به دلایل مختلف همین میزان شغل خالص هم در سال ایجاد نمی‎شود. سالانه حدود ۴۳۰ هزار شغل خالص ایجاد شده و این یعنی حدود ۶۰۰ هزار نفر به جمعیت بیکاران اضافه می‎شود.

 آیا همه چیز به مهارت نیروی کار برمی‎گردد؟ آیا فکر نوسازی صنایع فکر خوبی است و اگر هست تا چه حد شدنی است؟ آیا اصلا باید به فکر راه‌اندازی کارخانه‎های بزرگ بود که شیوه تامین مالی سخت‎تری دارند و شرایط تحریم ما را با مشکل مواجه می‎کند یا بهتر آن است که به فکر مشاغل خرد باشیم و شیوه‎های تامین مالی را هم عوض کنیم؟

اول بروکراسی را حذف کنید

گشواد منشی‌زاده (کارشناس روابط کار) به ایلنا می‎گوید: شرایطی که در آن قرار داریم باعث می‎شود امیدها برای بهبود بازار کار از بین برود. اکنون برخی مسائل را به ماجرای شیوع کرونا گره می‎زنند. بی‌شک این بیماری و ممنوعیت‎ها و محدودیت‎های ایجاد شده موثر هستند، اما واقعیت این است که بدون کرونا هم شرایط خوب نبوده و نیازمند تغییرات بنیادین بوده‎ایم.

او ادامه می‎دهد: به طور کلی در بعد کلان باید تصمیماتی گرفت که شاخص‎های اقتصادی بهبود یابند. وقتی رشد اقتصادی منفی است یعنی بیکاری، تورم و ... هم وضعیت خوبی ندارند. بر این اساس قبل از هر چیز باید به فکر بهبود رشد اقتصادی بود.

این کارشناس روابط کار همچنین به برنامه‎هایی که می‎توان اجرا کرد تا اندکی شرایط بهتر شود، اشاره و عنوان می‎کند: درصد بالایی از مشکلات ناشی از این است که منابع لازم برای سرمایه‎گذاری وجود ندارد. اینطور ما نمی‎توانیم کارخانه‎های بزرگ بزنیم و سرمایه‎‌گذاری‎های کلان داشته باشیم. بر این اساس باید به فکر تامین منابع از شیوه‎های دیگر بود.

او ادامه می‎دهد: سرمایه‎گذاری روی مشاغل خرد و کارآفرینی روش مناسبی است، به شرط اینکه ما موانع را برداریم و بروکراسی را کم کنیم. در کشور ما برای صدور مجوز‎ها و تاییدیه‎ها قبل و حین کار مشکلات زیادی وجود دارد. این مشکلات کارآفرینان را خسته می‎کند و ممکن است افراد را به فکر این بیندازد که سرمایه خود را در جاهای دیگر ببرند. بر این اساس باید موانع را برداشت و شرایط کسب و کار‌ها را تسهیل کرد.

مرکز آمار بر اساس اطلاعات سال گذشته می‎گوید که بیکاری در ایران کم شده است. مطابق گزارش این مرکز در کل سال ۱۳۹۸ نسبت به سال ۱۳۹۷ در حدود ۴۳۰ هزار نفر به خالص آمار شاغلان افزوده شده که این میزان افزایش تقریبا معادل متوسط افزایش سالانه از ابتدای سال ۱۳۹۲ تا پایان سال ۱۳۹۸ یعنی رقم ۴۲۸ هزار نفر بوده است

منشی‎زاده درباره لزوم مهارت‎آموزی می‎گوید: اینکه نیروی کار ما در بسیاری مواقع مهارت لازم را ندارد و باید به این مهم توجه شود، حرف درستی است، اما نباید اینطور جلوه داده شود که همه چیز مربوط به این است. در واقع مشکلات بازار کار عمیق هستند و ریشه در شرایط اقتصادی و شیوه‎های اجرایی دارند. وقتی این مسائل رفع شوند، البته باید مهارت‎آموزی را هم در دستور کار قرار داد و افراد متخصص برای صنایع و کار‎های جدید تربیت کرد.

مهارت‎آموزی؛ فرافکنی یا راهکار؟

بیش از یک دهه است که در مباحث مربوط به بازار کار بحث مهارت‎آموزی مطرح می‎شود. برخی از افراد به ویژه مسئولان در مواردی سعی دارند چنین القا کنند که اگر کسی کار بلد باشد، بیکار نمی‎ماند. در این فرض دو مشکل اساسی وجود دارد. اول اینکه اگر نیروی جویای کار مهارت ندارند، این کم‌کاری نهاد‎های دولتی است و اینکه یک مقام بلند مرتبه اجرایی از این مساله انتقاد کند، عجیب و غریب است. در واقع جای انتقاد باید دنبال رفع مشکل باشد و مدارس و مراکز آموزش عالی را اصلاح کند. ایراد دومی که به این فرض وارد است این است که انگار اقتصاد ایران ظرفیت لازم برای ایجاد شغل برای همه بیکاران را دارد. رابطه مستقیمی بین کیک اقتصاد و ایجاد شغل هست و کیک اقتصاد را سرمایه‎گذاری داخلی و خارجی بزرگ می‎کند. اینطور نیست که اگر امروز همه بیکاران تبدیل به افرادی ماهر و متخصص شوند، سر کار بروند. باید سرمایه‌گذاری را افزایش داد و این مهم منوط به اصلاحات بنیادی در سطح کلان است.